مير تقي الدين كاشاني

508

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

[ 30 . ] خواجگى عنايت او نيز از اصيل‌زادگان و مردم متديّن دار المؤمنين كاشان است و آن جناب را خواجه عنايت سلتق نيز مىگويند و همانا آباء و اجداد وى به اتراك سلتقيّه « 1 » منسوب بوده‌اند ، امّا خواجهء مشار اليه مرد اهل و نيكو خلق و صاحب طبع است و در دلاورى و صنعت تيراندازى بىبدل واقع ، در قريهء نياسر من اعمال سردسير كاشان مزرعه [ اى ] دارد و اكثر اوقات به زراعت و دهقنت مشغولى مىنمايد . در زمان خاقان جنّت مكان ابو البقا شاه طهماسب - روّح اللّه روحه - كه وسعت تمام بود ، و تشدّد محصّل و اخراجات كم ، و حاصل و محصول بسيار ، لاجرم همواره از دهقانى و زراعت نعمت حاصل كردى ، و فضلا و شعرا را خدمت نمودى و اشعار خود بر مستعدان گذرانيدى ، امّا الحال اين قوّت و حوصله‌اش نمانده است ليكن همان در وادى شاعرى راسخ و ثابت‌قدم است . و الحق شاعرى خوشگوست و در طرز شاعرى و غزلسرايى تتبّع خواجه آصفى « 2 » مىكند و در آن طرز سخنان مقبول و دلپذير دارد و گاهى طبعش به هجويات و مطايبات ميل مىنمايد و در آن وادى اشعار متين و مضبوط دارد ، از آن جمله وقتى بازار كاشان را آذين بسته بودند ، و به واسطهء آرايش دكاكين در بازار قطّانان و كرباس‌فروشان ، صورتى از پنبه چنان كه رسم باشد ، اهل صنعت ساخته و خواجه نعمت كرباس‌فروش كه مردى ضخيم الجثّه است و در بشره‌اش نيز بياض و اصفريت غالب ، در پهلوى آن صورت در دكان خود نشسته جهت خواجهء مشار اليه اين قطعه بگفت .

--> ( 1 ) . احتمالا همان تركان سلجوقى باشد . ( 2 ) . خواجه آصفى : در تذكره‌ها به نام كوچك خواجه اشارتى به صراحت نرفته ، ولى او را فرزند نعيم الدين نعمة اللّه بن خواجه علاء الدين على قهستانى ، مىدانند . پدرش در عهد پادشاهان تيمورى ، درجات بلند و مقامات ديوانى مهمّى داشت . آصفى در هرات ، به سال 853 هجرى متولد شد و فنون ادب و كمال را در همانجا در محضر استاد خود ، عبد الرحمن جامى ، بياموخت . و در ظل عنايات سلطان حسين بايقرا و امير عليشير نوايى و بديع الزمان ميرزا به سر مىبرد و بيشتر با اين شاهزاده انس و الفت داشت و تا آخر عمر خود ، زادگاهش هرات را كه در انقلابات اوايل قرن دهم ، محلّ درگيرى و جنگ و محاربه بود ، رها نكرد و در 70 سالگى در آن شهر فوت و در همانجا مدفون شد . از خواجه ، ديوان غزل در دست است كه در سال 42 ، به اهتمام آقاى هادى رافع در تهران به چاپ رسيده . معاصران و سخن‌شناسان عهد وى ، او را به لطافت سخن و ذكاى طبع ستوده‌اند و در واقع سبك وى را ، مىتوان پيش درآمد سبك هندى دانست . « برگرفته از تاريخ ادبيات در ايران ، ج 4 ، ص 369 »